open innovation ، دوش آینده و ادیسون

چندی است در رسانه‌ها اختراعی به نام دوش آینده به گوش رسیده که یک جوان ایرانی/ سوئدی مخترع آن می‌باشد و تا ۹۰٪ آب را تصفیه می‌کند. این را کنار نگه دارید.
open innovation در خدمت جامعه می‌باشد و حتی به مقاطعی همانند داروساز‌های محترم که از راه درمان مردم پول درمیاورند نیز خدمت می‌کند چه رسد به خود ملت شریف…!
اصطلاح open innovation یک ثابت نیست بلکه متغیریست که هر روزه به زیر مجموعه آن اضافه می‌شود. از زیر مجموعه Open Data می‌توانید بنیاد Open Food را نیز پیدا کنید.

گفتم Open Data و یاد patent افتادم و بند دلم پاره شد…!
این patent به نوعی هم از صاحبان قدرت دفاع می‌کند، هم از بدبخت بیچارگانی مثل ما، هم به انحصار کمک می‌کند و هم انحصار شکنی می‌کند؟ آیا این همه کار ؟ چطور می‌شود؟ بله می‌شود.
مصادیق زیر با یکدیگر به هیچ عنوان قابل قیاس نیستند:

  • یک شرکت داروسازی یک دارو را patent می‌کند.

  • یک برنامه نویس سورس کد خود را با لیسانس GPL بر روی github می‌گذارد.

  • شرکت apple چند انگشتی کار کردن بر روی یک screen را patent می‌کند.

  • گوگل زبان برنامه نویسی خود را بر روی اینترنت برای عموم منتشرمی‌کند. (Go)

  • این یک فرض است : ادیسون زنده بود و استفاده از الکترومغتاطیس را برای روشنایی patent می‌کرد.

  • این یک فرض است : جناب پنی‌سیلین زنده بود و برای استفاده از دارویش پول جدا دریافت می‌کرد(البته اگر داروسازان او را زنده می‌گذاشتند!)

همانطور که دیدید patent چند لبه دارد و بستگی دارد که چه شخص یا اشخاصی برای آن نقش بازی کنند.
البته وجه مثبت آن نگهداری ایمن از یک محصول میباشد که دست هر کسی نیافتد. مثال پنی سیلین و ادیسون…!
یا فرض کنید کرنل لینوکس یک patent داشته باشد که غیر قابل استفاده برای عموم باشد و در آن افراد معمولی جزو کاربران black list باشند.
خیلی از این نوع مصادیق در ردیف بالایی در Data دیده می‌شوند،‌ و با پیادی سازی open data نگرشی دیگر به کتاب،‌ مقاله، جزوه، موسیقی و هر گونه داده مطرح می‌شود. اینگونه زندگی انسان دارای دگرگونی وسیعی می‌شود که هم‌اکنون از دانشگاه‌ها شروع شده است و مخصوصاً افراد پیرو نهضت FreeSoftware به شدت به تبیعت از open innovation و زیر مجموعه‌های آن دیده می‌شوند.

Share Button

3 دیدگاه برای «open innovation ، دوش آینده و ادیسون»

  1. ۱. جایی، مانیفستی، چیزی هم برایش وجود دارد که بتوان بیشتر به ابعاد آن پی برد؟
    ۲. مثلا برای هر کدام از زیر مجموعه ها شاخصه ها چه می باشند؟ دقیقا با چه کاری، رویه ای یا رویکردی آن چیز اوپن محسوب می گردد؟
    ۳. چگونه می توان به ترویج آن کمک کرد؟ برای مثال باید در شاخه های مختلف روش ها یا دستاوردهای اوپن داشته باشیم؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *